تبليغاتX
صدایم کن ...

صدایم کن ...

من و یک دنیا حرف از افتخاری

دلخوشم

من به یک احساس خالی دلخوشم

من به گل های خیالی دلخوشم

 

در کنار سفره اسطوره ها

من به یک ظرف سفالی دلخوشم

 

مثل اندوه کویر و بغض خاک

با خیال آبسالی دلخوشم

 

سر نهم بر بالش اندوه خویش

با همین افسرده حالی دل خوشم

 

در هجوم رنگ در فصل صدا

با بهار نقش قالی دلخوشم

 

آسمانم: حجم سرد یک قفس

با غم آسوده بالی دلخوشم

 

گرچه اهل این خیابان نیستم

با هوای این حوالی دلخوشم

 

نقل از وبلاگ استاد سهیل محمودی http://www.sohail-mahmoudi.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 14:24  توسط اکبر مسعودی  | 

سال نو مبارک

سلام عزیز مهربون
اجازه هست بشم فدات ؟؟؟
اجازه هست تو شعر من اثر بزاره خنده هات ؟؟؟
شب که میاد یواش یواش با چشمک ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره کش برم برات ؟؟؟
اجازه هست بیام پیشت یکم بگم دوست دارم ؟؟؟
تو هم بگی دوسم داری بارون بشم دل ببارم ؟؟؟
بریم تو باغ اطلسی بی رنج و درد بی کسی بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بزارم ؟؟؟
اجازه هست خیال کنم تا آخرش مال منی ؟؟؟
خیال کنم دل منو با رفتنت نمیشکنی ؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 23:35  توسط اکبر مسعودی  | 

عطر مهر عطر عشق محمدی

عطر مهر

این روزها آخرین کاری که از علیرضا خان افتخاری منتشر شده است حال و هوای تازه ای از عشق محمدی را در سرمان افکنده است.شش تصنیف زیبایی که در این آلبوم به بازار آمده است را به جرات می توان بهترین کارهای تلفیقی این چندساله معرفی کرد. اشعار بسیار وزین تصانیف کیفیت آثار را دو چندان کرده است. نحوه ی اجرای استاد نیز در برخی قسمتها منحصر به فرد است . موید این مطلب تحریرهای زیبایی است که در تصنیف ای ماه تو را چاکر اجرا می شود.به قدری این تصانیف زیبایند که من گمان نمی کنم تا کنون مشابهی از خود دیده باشند هرچند نباید تصانیف آلبوم شکوه عشق را نیز از خاطر برد. بدون شک همکاری استاد افتخاری و جناب فریدون خشنود بهترین گروه تلفیقی خوان حال حاضر را رقم زده است که قادرند منابع عشق و احساس را به تمام موسیقی جویان معرفی کنند.و بر قله ی بهترینهای اجرا و فروش قرار گیرند...

به امید موفقیت این دو هنرمند توانا

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 9:8  توسط اکبر مسعودی  | 

به بهانه انتشار آلبوم هوای تو از جناب افتخاری

به بهانه انتشار آلبوم هوای تو از جناب افتخاری

انتشار آلبومی جدید از یکی از پرطرفدارترین سنتی خوانهای کشور عزیزمان با حال و هوا و رنگ و بویی تلفیقی از سنتی و پاپ باز هم اراده ی مصمم جناب استاد را برای ادامه ی راه موسیقی نو نشان داد. البته نباید دور از نظر داشت  که این تصانیف همگی در قالب موسیقی دستگاهی ساخته شده اند و تنها به هنگام تنظیم رنگ و بویی تلفیقی پذیرفته اند و البته باز هم نباید از نظر دور بداریم که سه تا از تصانیف کاملا فاقد هرگونه آلت پاپ هستند (چشم نرگس  داغ تنهایی و خواب پریشان).

آنچه برای من مهم است صدای افتخاری است که با هر نوع موسیقی که همراه شود الحق که به بهترین نحو حس را به مخاطب منتقل می کند. البته به حق هیچگاه فراموشمان نمی شود نیلوفرانه ناز نگاه عطر سوسن و بسیاری دیگر از کارهای افتخاری را که چهره موسیقی سنتی را به مردم شناساندند . اما صدای گرم وی در این آلبوم رنگی ماندنی در روح و جان مخاطب زده است. چنانکه من گمان نمی کنم کسی بشنود تصانیف مبتلا یا هوای تو را و محو غم و اندوه صدای افتخاری نشود. در مورد اشعار و آهنگساز اثر هم که به حتم همگان بر این عقیده اند که در زمینه تصنیف ایرانی جزو بهترین هایند.

متاسفانه برخی دست به انتقاد از افتخاری می زنند که چرا به این نوع موسیقی روی آورده است. خود من نیز گاه دلم میخواهد صدایم کن و دیگر کارهای بی نظیر افتخاری در کاری نو تکرار شود اما به حرف خود استاد استناد می کنم که جایی گفتند کار تکراری کردن بس است جوانان کار نو می طلبند. افتخاری برای هه اقشار می خواند از بی سواد و بازاری گرفته تا اساتید اما عده ای مخاطب را فدای خود می کنند. هرچند قطعا افتخاری نیز خود به این نقدها کاملا آگاه است اما هدف خود را بر آینده استوار ساخته است. موسیقی ما کار نو می خواهد. جناب افتخاری دین خود را به موسیقی ایرانی به حق ادا کرده است نیلوفرانه و راز گل و بسیاری دیگر از آثار وی بی شک جزو ماندگارترین کارهای تاریخ موسیقی مقامی ما بوده اند. و اکنون بنای خود را بر ارائه کارهایی نهاده است که جوان جویای شور موسیقی را از سردرگمی موسیقیهای غربی و مبتذل به اصل و اساس موسیقی که همانا موسیقی اصیل ایرانی است فراخواند.

دو سه روز پیش کاست ناشکیبا را از جناب همایون شجریان می شنیدم که متاسفانه ایشان به قدری به تقلید از پدر بزرگوارشان می پردازند که انگار قرار است اسم محمد رضا شجریان روی جلد کاست چاپ شود! در هر حال به تصانیف و آوازهای کاست مذکور که بنگرید همه مشابه کارهای چند سال پیش استاد شجریان است...حتی نحوه ی اجرای تحریرها صد در صد مشابه استاد شجریان است !

اما قطعا همه بر این باورند که استاد شجریان یکی است و یکی هم کافی است . موسیقی ایرانی به چهره های نوگرا احتیاج دارد چه نیازی است همان سه گاه و چهارگاه را با همان حال و هوا و با کپی برداری از صدای استاد مسلم موسیقی ایران جناب استاد محمدرضا شجریان را این بار با صدای دیگری بشنویم .مگر کارهای استاد شجریان کجا با افول روبرو بوده اند که امروز نیاز باشد پسر استاد اینگونه به کارهای پدر رهبرد بردارند؟ اگر استاد شجریان هم به تقلید کامل از اساتید خود می پرداختند مطمئنا امروز استاد شجریان نبودند.

بی شک افتخاری فراموش نشدنی است و دست انتقادهای بی اساس نیز قادر نخواهد بود بر جبین این چهره ی محبوب چین اندوه بینگارد . به امید موفقیت ایشان و سایر پیشبرندگان فرهنگ مشرقی ایرانی...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 18:47  توسط اکبر مسعودی  | 

 
صدایم کن magnify

صدایم کن تا امان یابد

عابری خسته در شب باران

صدایم کن

تا ببالم من در سحرگاهان با سپیداران

از آنسوی خورشید

از آن سمت دریا

صدایم کن،

صدایم کن،

صدایم کن!

تو لبخند صبحی

پس از شام یلدا

از این تیرگی ها رهایم کن

سکوت سرخ شقایق ها را

در این ویرانی تو می دانی

غم پنهان نگاه ما را

در این حیرانی تو می خوانی

از آنسوی خورشید از ان سمت دریا

صدایم کن

در ابهام جنگل

کسی راز گل را به غیر از تو نمی داند

بخوان از بهاران

که با ساز باران

کسی چون تو نمی خواند...

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 22:25  توسط اکبر مسعودی  | 

اون روز تنگ یه غروب مس رنگ که در دل تنهایی گیر افتاده بودم یه صدا برام آشنا بود ...انگار از اون ماورا میومد...

بهار دل من قرار دل من به گوشه ی غم صفای تو بود ... به خلوت شب نوای تو بود...تو نور خدایی کجایی کجایی...به گوش دلم صدای تو بود...

افتخاری وارد زندگیم شد و الان پنج ساله حتی یه لحظه هم از من جدا نیست...

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 22:22  توسط اکبر مسعودی  |